ایران بهشت ویران
  
 گاه نوشته های نویسنده وبلاگ مسدود شده ((کتابخانه ممنوعه))
 
دی 1386
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
 
آرشیو

مجموعه جامع تمرینات یوگا مجموعه جامع تمرینات یوگا
مجموعه ای بسیار عالی برای سلامت
آموزش تمرینات به صورت ساده و جذاب
زیباترین مستند جهان
مجموعه حیات وحش بی نظیر(حیات)
زیرنویس فارسی محصول ۲۰۰۹
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 26 دی ماه سال 1386

درود بر ایرانیهای آزاده و وطن پرستان دین ستیز و ضد مذهب این عامل فتنه و فساد و تفکیک مردم ایران به مسیحی و مسلمان و...

آرشیو رایانه ام رو که بررسی می کردم چندین عکس قدیمی و جدید دیدم که تصاویر بسیار جالبی از پرونده رژیم جاهل اسلامی و عوامل بی غیرت و جنایت کارش هست:

سری اول(دسته گلهای رژیم جنایتکار اسلامی انقلابی ناب محمدی(ع!):

اوج تحقیر و شکستن شخصیت انسانی

توضیحات: این است ارمغان خمینی کبیر(بدون ب بخوانید!) به ایران و ایرانی که شاهد چنین صحنه هایی هستند چون سنگ خاموش!

مبارزه با اراذل و اوباش به سبک مخصوص اسلام ناب محمدی انقلابی(بقول علیرضا نوریزاده عزیز)

توضیحات: اصولا بعقیده اسلامگرایان جاهل و خودخواه انسان اشرف مخلوقات است اما نه هر انسانی بلکه آنان که هویت و وطن و نوامیس خود را به مقام عظمای ولایت حضرت خایت الله العظمی امام خامنه ای (تخم الله) فروخته اند.

و این معجزه امام خمینی:بکشید اینها را! بزنید اینها را!(با صدای منحوس و نکبت خودش بخوانید):

توضیحات:انصافا لوله های این دو آفتابه مناسب دهان مبارک امام خامنه ای و نیز جای دیگر ایشان است!:

به به به به! ببینید چی پیدا کردم! تصویری از همایش زنان خود فروش نظام که داوطلب همخوابگی با مقام عظمای ولایت هستند(مراسم رزمایش بسیج خواهران(چون خمینی ننه همشون رو... به هم میگن خواهر)

باز هم تصویر دیگری از خواهر بسیجی شرکت کننده در مراسم بالا که تمام بدنش آلت جنسی است و فقط دو چشم دارد!

درود بر تو خواهر رزمنده آلت آقا گوارای وجود منحوست باد!

بی مغزترین و بی منطق ترین موجودات روی کره خاکی حقا که روی خر را سفید کرده اند(مراسم سنگ افکنی دانشجویان(دانش عربده کشی!) به سفارت انگلیس در تهران)!

 

درود بر رضا فاضلی عزیز این مرد بزرگوار که بدون هیچ ادعایی و صادقانه و صمیمانه هر آنچه حقیقت است بیان میکند افسوس که کم اند گوشهای شنوا و ذهن های بیدار.

 

 


 
سه شنبه 12 تیر ماه سال 1386
دیکتاتوری نوین

دیکتاتوری نوین

از فرمایشات این هفته آقای جنتی رئیس شواری نگهبان و علی حداد عادل رئیس مجلس و پس از آن سخنان آقای خامنه ای چنین استنباط می شود که گویا تنها یک هیئت حاکم در کشور وجود دارد که هیچ کدام به وظایفی که در قانون اساسی برای آنها تعیین گردیده عمل نمی کنند، بسیار روشن است که مقامی که همواره پشتیبانی کورکورانه همه دستگاههای نظام را بهمراه خود می بیند از انجام هیچ عملی بیم ندارد و خود را مسئول نمی داند، طبق قانون اساسی ارگانها همه نماینده مردم هستند و باید دقیقا نظرات و خواستهای مردم را مطالبه نمایند در صورتی که نظام حاکم بر جامعه ایران اینگونه عمل نمی کند و بسیار جای تعجب است که بعنوان مثال دستگاهی تماما ناظر و حقوقی که باید همواره دیدی طلبکارانه و درخواست کننده به دولت داشته باشد از مواضع دولت بصورت غیر منطقی حمایت کرده و سخنانی را ایراد کند که کلا اصل موجودیت و وظایف آن دستگاه را زیر سوال ببرد.

از خطبه های این جمعه آقای جنتی آغاز می کنیم که در آن به تعریف و تمجید از دولت نهم پرداخت و با بیان یک مسئله پیش و پا افتاده و مضحک (ماجرای خواب در مورد احمدی نژاد!) هیچ گونه توجیهی برای موجودیت کنونی خود در سمت رئیس شورای نگهبان باقی نگذاشت، صرف نظر از قبول نظام فعلی حاکم بر ایران یا رد آن باید توجه داشت که طبق قانون اساسی حداقل وظیفه شورای نگهبان در هنگام انتخابات تائید یا رد صلاحیت کاندیداهای انتخاباتی است، حال چگونه می توان اطمینان داشت شورای نگهبان که ریاست آن بطور صریح اعلام می کند که در هنگام انتخابات ریاست جمهوری ((در روی پاشنه غلط نچرخید!)) (یعنی از نظر ایشان کلا از نظر آقایان همه کاندیداها بجز احمدی نژاد غلط بوده اند!) به ابتدائی ترین وظیفه خود بطور درست عمل نموده است؟!!!
بسیار جای تاسف است که ارگانهای موجود در نظام تنها صورتی ظاهری دارند تا نمایشی از حکومت مردمی را اجرا کنند،صحت موجودیت قوه مقننه نیز توسط سخنان حداد عادل مجددا زیر سوال می رود زیرا ایشان گستاخانه از دولت حمایت غیر منطقی و در واقع تملق گونه نمودند بطوری که از مجلسی که ایشان ریاست آن را بر عهده دارد دیگر هیچ انتظاری در راستای احقاق حقوق ملت نمی توان داشت وقتی تمام قوا بطور صریح ازتمام اقدامات یک دولت حمایت کورکورانه کنند چیزی جز این بنظر نمی رسد که در کشور فقط یک حرف هست و باید همان یک حرف اجرا شود!

بنده بعید می دانم در قانون اساسی تعریف و تمجید از دولت و یا بدتر از آن از یک شخص خاص در حیطه وظایف رهبری باشد! اگر واقعا آقای خامنه ای احساس خرسندی از دولت نهم دارد زشت ترین شکل اظهار آن،این است که با بیان آن در جامعه ای که مردم آن از بسیاری از اقدامات دولت ناراضی هستند عملا حساب خود را از مردم جدا سازد و به بیانی دیگر ایشان و همه مسئولین به ما بفهمانند ((حرف یکیست)) زیرا:

مردم از طریق مجلس هرگز نتوانستند مخالفت خود را با آن حرف حتی مطرح سازند.

مردم نمی توانند از شیوه های مسالمت آمیز مدنی برای مخالفت با آن حرف استفاده کنند.

هیچ ارگانی مسئولیت احقاق خواسته مردم را بر عهده نمی گیرد.

در واقع می توان چنین نتیجه گرفت که در جمهوری اسلامی نوعی دیکتاتوری نوین وجود دارد، دیکتاتوری که خود را پشت نامهای مجلس، شواری نگهبان ، شورای شهر و... پنهان نموده است...

********************************************************************

در مورد حوادث اخیر هم که دوستی عزیز با اظهار نظر خود نظر بنده را مردود خواندند در دفاع از نظر خود باید بگویم که بعید است که تنها ساعاتی پس از اعلام خبر سهمیه بندی در جامعه ای که مردم ترس برپایی حتی یک تجمع مدنی را دارند بسرعت این تعداد پمپ بنزین به آتش کشیده شود زیرا:

از تعداد پمپ بنزینهایی که در آتش سوحتند بسادگی می توان به گستردگی عملیاتی از پیش تعیین شده پی برد.

ترتیب پمپ بنزینهای سوخته مدلی را ارائه می کند که تنها در نقاط خاصی که در نوشته پیش آنها را ذکر کردم آتش سوزی انجام گرفته است.

براستی آیا وقوع آتش سوزی تنها در تهران و چند شهر معدود دیگر این سوال را به ذهن نمی رساند که چرا مردم در سراسر ایران یا حتی شهر های بزرگ نیز دست به چنین اقدامی نزدند؟!!!
با توجه به جولانهای اخیر نیروی انتظامی حتی یک گزارش از سرکوب عوامل آتش سوزی توسط نیروی انتظامی در محل وجود ندارد و چرا نیروی انتظامی نخواست که از اقدام آنها جلوگیری به عمل آرد؟

و صدها دلیل دیگر که نیاز به ذکر کردن ندارد..

مطمئن باشید اگر عوامل آتش سوزی مردم عادی بودند از چنین مردمی انتظار می رفت که نظام کنونی حاکم بر ایران را یک روزه سرکوب نمایند!!!

در مورد شوخیهای علمایی که آتش سوزیها را به عوامل بیگانه نسبت می دهند هم اصلا دلیلی برای بحث وجود ندارد!

باز هم اعلام می کنم که شک نکنید اعلام ناگهانی سهمیه بندی بنزین و آتش سوزیهای عملیاتی پس از آن سیاستی بود که در جهت سرکوب هرگونه حرکت مدنی در برابر سهمیه بندی بکار گرفته شد تا با بهره برداری از آن اقدام در جهت سهمیه بندی عملی مشروع قلمداد گردد.

(منتظر انتقادات و نظرات شما دوست عزیز هستم- با تشکر)


 
شنبه 11 شهریور ماه سال 1385
New Page 2

مطلب بسیار جالب توجه در مورد کارنامه سیاه رژیم در نابودی دگر اندیشان، برگرفته شده از سایت گویا نیوز:

ایران، قتلگاه دگراندیشان ( بخش پایانی)، مسعود نقره کار

جریانی که خود را منادی حقیقت مطلق و برتر و نماینده ی خدا، حقیقت مطلق و یگانه، و آخرین کلام بداند، راه را برای هر نوع تبادل نظر، همفکری و همزیستی با دیگر عقاید خواهد بست. مذاهب تفکر یقین هستند و جایی برای شک و تردید نمی گذارند، و این سرآغاز عدم تحمل و خشونت آفرینی است.

مرداد و شهریور سال ۱۳۸۳، تلاش های بی سابقه ای برای یادآوری جنایت بزرگ حکومت اسلامی ویادمان قربانیان کشتار سال ۶۷ انجام شد. ۱
حکومت اسلامی اما چون گذشته سکوتی سنگین اختیار کرد و نه فقط بر قرمزی خطی که اجازه نمی داد در ایران کسی از این فاجعه سخن بگوید، افزود، بلکه به عاملین آن جنایت نیز ترفیع مقام داد. ۲ در خارج از کشور نیز برخی ازافراد و محافل , به ویژه سلطنت طلبان فرصت یافتند تا "خشم و کینه" ی خود را نسبت به قربانیان این جنایت بروز دهند، و ارزیابی هایی مغایر با موازین "حقوق بشر" عنوان کنند، و با قربانیان این فاجعه "تسویه حساب سیاسی" کنند. ۳
در ایران اما جدا از خانواده های زندانیان سیاسی و عقیدتی اعدام شده، برای نخستین بارخبرنگاری لب گشود و از آن خط قرمز عبور کرد.
سازمان خبرنگاران بدون مرز در روز شانزدهم مهر ماه ۱۳۸۳ طی اطلاعیه ای خبر داد که "آرش سیگارچی" خبرنگار روزنامه گیلان امروز، پس از گذشت ۱۶ سال از فاجعه ی بزرگ قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷، عکس مراسم سالگرد این قربانیان در "خاوران" را در روزنامه ی مذکور چاپ کرده است و در مقاله ای نیز به این قتل عام اشاره کرده است. به همین خاطر این روزنامه نگار توسط وزارت اطلاعات رژیم احضار و مورد بازجویی قرار گرفته است. *
۱۹ شهریور ۱۳۸۳ (سپتامبر ۲۰۰۴) اعلام شد که:
«نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی با هجوم به گردهمایی پیروان یکی از شاخه های دین مسیحیت – جماعت ربانی – دست کم ۸۰ نفر را دستگیر کردند.» ۴
حدود چهار هفته بعد پایگاه اینترنتی مسیحیان جهان گزارش داد:
«همه ی دستگیرشدگان غیر از حمید پورمند، از کشیشان ربانی، آزاد شده اند... مسیحیان کلیسای ایونجلیست یا جماعت ربانی در ایران از اوایل دهه ۱۳۷۰ تاکنون تحت فشار جمهوری اسلامی برای محدودسازی فعالیت های مذهبی شان قرار داشته اند. در همین راستا شماری از مقام های مذهبی این کلیسا از جمله کشیش هوسپیان مهر، سودمند، میکائیلیان و دیباج تاکنون رسماً به اتهام ارتداد اعدام و یا به شکل غیررسمی ناپدید و کشته شده اند. به عقیده صاحبنظران، جان حمید پورمند که بنا بر گزارش ها ۲۵ سال پیش از اسلام به مسیحیت گرایش یافته، اکنون در خطر است. چرا که مطابق قانون مجازات اسلامی کیفر بازگشت از اسلام، اعدام است. این در حالی است که آقای پورمند از درجه داران ارتش بوده، حال آن که مطابق قوانین جمهوری اسلامی استخدام افراد غیر مسلمان در همه ارکان نیروهای نظامی ممنوع است.» ۵
۲۲ شهریور (۱۲ سپتامبر) اعلام شد که جمهوری اسلامی دست به تخریب اماکن تاریخی بهائیان زده است و بناهای تاریخی "میرزاعباس نوری" در تهران و آرامگاه "قدس" در بابل را تخریب کرده است. ۶
در همین زمان محمدتقی رهبر، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم شورای اسلامی، رک و پوست کنده گفت:
«تصفیه فرهنگی از ضرورت های جامعه ماست... باید با اخراج استادان ناصالح در صدد پاسخگو نمودن مسئولین برآئیم... ما معتقد به پوشش لباس شرعی در دانشگاه ها و محدود شدن روابط دانشجویان دختر و پسر هستیم. در صورتی که نتوان امر جداسازی را در دانشگاه ها به سرانجام رساند، باید آن را با ایجاد مرزهای شرعی و قانونی عملی سازیم... باید قلم کسانی که قصد ضربه زدن به انقلاب و نظام اسلامی را دارند، شکسته شود...» ۷
در این سال فشار بر زندانیان سیاسی به ویژه براکبر گنجی و ناصر زرافشان افزایش یافت.
مهر ماه این سال قاتلین "محفل کرمان" که به قتل چند تن اعتراف کرده اند، گفتند که گوش به فرمان آیت الله مصباح یزدی بودند و بر اساس فتوای او که " پس از سه تذکر برای نهی از منکر به فردی، در صورت تکرار عمل خلاف خونش مباح است"، قربانیان خود را به طرزی فجیع به قتل رساندند. ۸ از این دست فتواها , که منجر به قتل های زیادی شده است , در حکومت اسلامی به وفور صادر و قربانیان زیادی بر جای گذاشته است .
سال ۱۳۸۴ نیز سال عدم تحمل و کشتاردگراندیشان و دگررفتاران ومخالفین سیاسی وعقیدتی بود .
با " انتخاب " احمدی نژاد به ریاست جمهوری اسلامی آمرین وعاملین کشتاردگراندیشان به پست های وزارت و مقام های کلیدی دولتی ارتقا یافتند. مصطفی پورمحمدی که ازآمرین کشتار های سال ۶۰ و ۶۷ است وزیر کشور شد و محسنی اژه ای و متکی که درقتل های زنخیره ای و شکنجه و کشتار دگراندیشان نقش ایفا کردند به مقام وزارت اطلاعات وامور خارجه دست یافتند. ۹
توقیف نشریات ( به ویژه نشریات دانشجویی کاوش (گرگان), اعتراض (گرگان), نسیم شمال (اصفهان) و... نشریات همسایه ها, نوید اذربایجان و ده ها نشریه دیگر ....)دستگیری و زندانی کردن ده ها روزنامه نگار ادامه یافت.
الهام افروتن روزنامه نگار ۱۹ ساله و ۶ تن از همکارانش به جرم درج مقاله ای در روزنامه " تمدن هرمزگان" زندانی شدند. این مقاله که پیش از چاپ در این نشریه در سایت های اینترنتی درج شده بود ,آیت الله خمینی و برخی دیگراز روخانیون دگراندیش کش را به بیماری ایدز تشبیه کرده بود. روزنامه " تمدن هرمزگان" توقیف و مدیر مسؤل آن علی دیرباز , نماینده مجلس اسلامی , به حبس تعزیری محکوم شد. ۱۰
اعتصاب های مسالمت آمیزکارگری ,دانشجویی , و زنان سرکوب شد. اعتصاب کارکنان شرکت اتوبوسرانی واحد با ضرب وشتم و دستگیری اعتصابیون خاتمه یافت و منصور اسانلو , رییس هییت مدیره سندیکای کارکنان این شرکت وتعدادی دیگر ازفعالین این سندیکا دستگیر و زندانی شدند. ۱۱
در شب عید غدیر مامورین انتظامی جمهوری اسلامی به دراویش نعمت الهی گنابادی در حسینیه شریعت قم حمله کردند, و آنان را مورد ضرب و شتم فرار دادند, و ۱۰۰۰ نفر آز آنان را دستگیر کردند. ۲۵۰ زن و کودک نیز در میان دستگیر شدگان بودند. مامورین با بولدوزرحسینیه را تخریب کردند. ۱۲
تعدادی از زندانیان سیاسی نیز در این سال محکوم به اعدام و یا اعدام شدند. ( اسماعیل محمدی و محمد پنجویی در رضاییه , حجت زمانی در تهران و..... ) ۱۳
تجمع زنان به مناسبت روز زن ( ۸ مارس) نیزمورد یورش مامورین دولتی قرار گرفت و تعدادی از زنان مورد اهانت و ضرب و شتم قرار گرفتند و یا دستگیر شدند.
سال ۱۳۸۵ نیز با عدم تحمل و کشتار دگراندیشان آغاز شد.
ذبیح الله محرمی به جرم بهایی بودن در زندان به قتل رسید. ۱۴
فشار بر اهل قلم آزاداندیش و آزادیخواه و کانون نویسند گان ایران افزایش یافت. در این سال حکومت اسلامی باردیگر مانع برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران شد. ۱۵
دگراندیش کشان اسلامی نشان دادند حتی تاب تحمل پیکر بی جان دگراندیشان را ندارند.
مامورین " لباس شخصی " حکومت برای چندمین بار سنگ قبر احمد شاملو را تخریب کردند. سپس تخریت آرامگاه عبدالحسین سپنتا , نویسنده و پدر سینمای ایران , در اصفهان و تبدیل مزار مشروطه خواهان تهران به پارکینگ به سیاهه اعمال حکومت اسلامی افزوده شد.
در هیاهو و جنجال های " هسته ای حکومت اسلامی با امریکا, اروپا و سازمان ملل متحد" حمله به زنان بد حجاب و " شل حجاب " و کارگران شد ت یافت و......
" در سال ۲۰۰۵ ایران همچنان "بزرگترین زندان برای روزنامه نگاران" در خاورمیانه بود. در طی یک سال ۱۳ روزنامه نگار و وبلاگ نویس دستگیر و بازداشت و در اول ژانویه ۲۰۰۶، پنج روزنامه نگار همچنان در پشت نرده های زندان بسر می بردند. تهدید، احضار، بازجویی و بازداشت خودسرانه به شکل چشمگیری افزایش یافت. بسیاری از روزنامه نگاران ایران با سپردن وثیقه های سنگین در بیرون از زندان بسر می برند. به قدرت رسیدن رئیس جمهور محافظه کار محمود احمدی نژاد این وضعیت را بهبود نبخشید ....."
بی اعتنایی به اعتصاب غذای طولانی اکبرگنجی در زندان,ادامه ی دستگیری دگراندیشان و مخالفین سیاسی و عقیدتی , افزایش فشار بر تشکل های صنفی و دموکراتیک ( برای نمونه ایجاد محدودیت بیشتر برای کانون نویسندگان ایران و دستگیری اعضای آن ازجمله اسماعیل جمشیدی) , دستگیری و شکنجه ی رامین جهانبگلو, فیلسوف آزادیخواه به جرم دروغین جاسوسی وسرانجام مرگ اکبر محمدی از مخالفین سیاسی حکومت اسلامی در زندان ,گوشه هایی دیگر ازسیاهه ی
رفتار ننگین حکومت اسلامی با دگراندیشان و مخالفین سیاسی و عقیدتی ست.

*************************************************************************************

تقدیم به روح جاودان قهرمان آزادی اکبر محمدی:                                     

              

((چگونگی شکنجه اکبر محمدی از زبان خود او))

اشک در چشمان و بغضم در گلوست
وندرین ایام ، زهرم در پیاله اشک و خونم در سبوست
مرگ او را از کجا باور کنم ؟
صحبت از پژمردن یک برگ نیست ،
وای جنگل را بیابان می کنند !
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان می کنند !
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند !

 

 

 


 
جمعه 10 شهریور ماه سال 1385
New Page 2

مرگ مظلومانه جمعی از هم وطنان عزیز زائر امام رضا (ع) در سانحه آتش سوزی هواپیما که بر اثر حماقت ها و نادانیهای مسئولین مربوط است را به ملت شریف  ایران و خانواده ایشان تسلیت عرض می نمایم.


 
جمعه 10 شهریور ماه سال 1385
به عنوان یک آریایی

به عنوان یک آریایی (اصیل و نجیب) چه حقی از زندگی داریم؟!

چه شده است برما؟ چه بر سرمان آمده است؟ این است حق ما از زندگی؟

زندگی؟ چه مفهوم مسخره ای شده برای یک ایرانی! یک کارمند ساده! یک معلم! یک کارگر... یک جوان... یک دانشجو و ...

یک جوان ایرانی وقتی پای تلویزیون می نشیند کدام برنامه را می تواند برای گذراندن اوقات تماشا کند؟

عمو پورنگ؟! رنگین کمون؟! اخبار مسخره بیست و سی؟! زلال احکام؟!

از یک طرف این رژیم پست با وارد شدن به منازل مردم وسایل ماهواره آنها را جمع آوری می کند و از طرفی دیگر با پخش برنامه های تلویزیونی که بجز تعداد انگشت شماری از سریالها و مستندها که تماما خارجی هستند  بقیه همه عین مزخرف است مردم را مجبور به تحمل بدترین نوع شکنجه ها می کند!!!

بنده واقعا برای کارگردان و تهیه کننده مجموعه داستانی نرگس ابراز تاسف می کنم که هویت فرهنگی و هنری خود را برای پخش نود قسمت سریالش با اجرای دستورات آقایان بالا برای نمایش تاسیسات هسته ای در لابلای برنامه فروخت.

سریالی که می توانست با بهترین داستان و با حفظ مخاطبینش مدتها پیش  به پایان برسد هنوز به قسمتهای وسط نرسیده بسیاری از بینندگان را شاکی کرده است، وجود چندین ضعف مهم که آماتور ترین بیننده را نیز متوجه می کند دلیلی بر ضعف شدید این سریال است، از جمله این ضعف ها استفاده از نوزادی که حداقل شش ماه دارد بجای نوزاد یک روزه(فرزند نسرین) که همه را متوجه خود ساخت! زود باوری و کودنی همسر شوکت پس از دعوای مفصلی که با او بر سر زن دوم براه انداخت و ناگهان خاموش شد! حضور نیافتن افراد خانواده بهروز در مراسم عقد نرگس! سکانسهای بی ربط دوست احسان که در مورد انرژِی صحبت می کند! اعتماد کردن بسیار زودهنگام و بسیار عجیب خانم دکتر به نرگس بعنوان یک غریبه برای سپردن فرزند نسرین به وی برای رفتن به نمازخانه در جاده! تعداد بسیار اندک مهمانان مراسم عقد نرگس! و از نظر فنی می توان به تفاوت فاحش پایه کاراکتر نرگس جدید و نرگس سابق که بسیار مشهود نیز هست اشاره نمود.

بنظر می رسد کارگردان و نویسندگان مجموعه خواسته اند با شاخ و برگ دادن بیش از حد به داستان مجموعه فقط از نظر زمانی و بدون توجه به کیفیت کار آن را پیش ببرند.

برنامه های بسیار مزخرف و استرلیزه شده که بسیار فریبنده نیز هستند بخش اخبار(خاله زنک بازی!) بیست و سی شبکه دو و همچنین اخبار(...؟) ساعت بیست و یک شبکه سه است، بخش خبری بیست و سی که منتظر کوچکترین خبر از ضعف دولتمردان امریکا یا اسرائیل است و ادعا دارد که به موضوعات ناب و دست نخورده می پردازد حتی یکبار هم از برخورد پلیس با زنان و همچنین کارگران، گزارشی پخش نکرد و بجای آن با استفاده از بازیگر مکار خود یعنی کامران نجف زاده دولتمردان و یا رهبری را افرادی مردمی (!!!) و خنده رو و خوش برخورد و خوش قول(...) معرفی کرد ، اخبار ساعت بیست و یک هم واقعا یک شاهکار در زمینه نقض حقوق مخاطبین بخش خبری است زیرا  علاوه بر اینکه مانند اخبار بیست و سی که خبرهای واقعی را برای حفظ آبرو (بی آبرویی) آقایان پخش نمی کند یک گام نیز فراتر نهاده و با پخش اخباری مانند اینکه گربه ای تخم می گذارد!!! و یا اینکه نوزادی در رحم مادر خود خواندن و نوشتن بلد است!!! مردم را بمعنای واقعی بازیچه خود ساخته است.

در مورد برنامه های دیگر صدا و سیمای جمهوری اسلامی (!!!) نیز همین بس که بنده خود جوانانی را می شناسم که برای گذران اوقات فراغت برنامه کودک عمو پورنگ را دنبال می کنند.

رسانه ملی که ابزاری بسیار قدرتمند برای ترویج عقاید است زیر نظر شخص رهبر قرار دارد و در مورد ایشان(ع!) هم دیگر باید سخن کوتاه کرد چون انتظار زیادی از پیرمردی هفتاد و اندی ساله که اگر هرچه زور هم بزند نمی تواند یک جوان بیست ساله را درک کند نمی توان داشت(اگر در مورد دخالت ایشان و زیردستان ایشان در صدا و سیما شک دارید سریعا از یکی از آشنایان رسانه ای خود قضیه را جویا شوید)

آری براستی چه حقی از زندگی بعنوان یک ایرانی داریم؟

در تهران که شب ها پارکها با آن امکانات رویاییشان(!!!) پذیرای صدها خانواده خسته از کار روزانه و مشغله زندگیست(بعلاوه دهها مامور باطوم به دست که گویی همیشه آماده سرکوب مردم اند) وای بحال شهرستانهایی مثل زابل عزیز که فقط دو سینما دارد که هر دو نیز چند سالیست که بسته است!!!

براستی زندگی یک ایرانی  چقدر باید با زندگی یک امریکایی یا یک اماراتی که هر دو نیز انسان هستند تفاوت داشته باشد؟

برای جواب دادن به این سوال همین بس که بر اساس قانون شهرسازی (زیبا سازی و فضای سبز) در امریکا به ازای هر پنج ساختمان حداقل باید یک مجموعه تفریحی بمساحت هزار و پانصد متر مربع وجود داشته باشد (که البته تقریبا چنین است) ولی در ایران...

ماشالله اکثر مردم ایران نیز دوبی رفته اند و می دانند یک عرب که در ابوذبی یا شهرهای دیگر اماراتی الاصل است نزدیک به کریسمس حدود یک میلیون دینار وام تفریحی بلند مدت دریافت می کند!!!

براستی حق کاگر ساده ای که ماههاست بدون حقوق زندگی کرده و هیچ لذتی از زندگی نمی برد باطوم های سنگین نیروی خائن انتظامی است؟
حق جوانانی که بنا بر نادانی و ناکارامدی مسئولین ولگرد کوچه و خیابان هستند و بعضا دوست دختر هم دارند بازداشتگاههای مخوف امر به معروف-منکرات- (امر به دستور!) است؟

زندگی چیست؟ آزادی در پایینترین سطحش در چه خلاصه می شود؟ در تماشای شبکه های بیگانه برای سرگرمی؟ و جالب برخورد ضربتی نیروی انتظامی با این کار مردم! آیا براستی اگر رادیو و تلویزیون ایران برنامه هایی با محتوای علمی و سرگرم کننده و آموزنده پخش می کرد مردم ایران از صبح تا شب تبلیغات طولانی مدت شرکتهای خارجی را از ماهواره تماشا می کردند؟

چرا برنامه تلویزیونی قرآن مشاوره زندگی که از شبکه چهار سیما پخش میگردد بعضا جهت گیری سیاسی می نماید و با دروغ از برکات(!!!) انقلاب اسلامی سخن می گوید؟

چرا...؟
 

براستی چه نتیجه ای از انقلاب ایران گرفتیم؟ تمام دستورات دین مقدس اسلام بر اساس اولویت و همچنین منتج است و اگر بدرستی اجرا گردد حتما نتیجه مفید خواهد داد اما براستی ما چه نتیجه ای از سیاه کردن زنان با چادر ها پس از انقلاب گرفتیم آیا این برکتی از انقلاب است؟ یکبار فقط یکبار بیندیشیم و بدون مقایسه آماری حال با بیست و هفت سال پیش(!!!) که بارها انجام شده است نتایج انقلاب را مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم آیا بعنوان یک ایرانی حق واقعی ما این بود؟؟؟

 

 

 


 


 
چهارشنبه 8 شهریور ماه سال 1385
New Page 1

حکومت اسلامی؟!!!

نمی دانم با چه نوشته ام را آغاز کنم؟ ا ز که گله کنم؟ چگونه قضاوت کنم؟ اصلا قضاوت در مورد خبر زیر را بر عهده شما خواننده گرامی می گذارم:

منبع خبر:سایت خبری بازتاب

تخلفات تکان‌دهنده شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی در مدیریت سابق سازمان تربیت بدنی، در حالی منجر به زیان انباشته هفتاد میلیارد تومانی این شرکت شده که این شرکت، موظف به گسترش صدها ورزشگاه در نقاط محروم کشور بوده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، نهادهای نظارتی، در حالی پرونده سنگین تخلفات این شرکت را پیگیری می کنند که یکی از مدیران عامل پیشین شرکت نامبرده، غیرقانونی، اقدام به استخدام دویست نفر از افراد که بسیاری از آنان سلیقه ای و بنا بر روابط جذب شده اند و از این افراد، تنها سه نفر را با سه خودرو تشریفاتی به عنوان راننده و 9 نفر دیگر را به عنوان اعضای دفتر خود منصوب کرده است.



در حالی که تخلفات این شرکت در گزارشی مجزا در «بازتاب» منتشر خواهد شد، تنها به سوءاستفاده صورت گرفته در اجاره ساختمان دفتر مرکزی شرکت، که با استفاده از وام بانکی بابهره 21درصد که گفته می شود بعنوان بودجه خرید دو نمایشگر بزرگ تکمیلی برای ورزشگاه آزادی دریافت شده است، اشاره می‌شود. در این روند، عروس مشاور اجرایی مدیرعامل شرکت، با سوءاستفاده از موقعیت خود، اقدام به خرید یک ساختمان به صورت قسطی و هم‌زمان اجاره آن به شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی کرده و با دریافت مبلغ هفده میلیارد ریال از این شرکت، چهارده میلیارد ریال را به عنوان پیش‌قسط خرید ساختمان پرداخته و سه میلیارد ریال را نیز برداشت کرده است.

این خانم که ساختمان مذکور را حدودا دو برابر قیمت متعارف به شرکت پدرشوهر خود رهن داده است، همچنین با تخلف از قرارداد، از تجهیز ساختمان خودداری و هزینه 67 میلیون تومانی تجهیز را نیز که وظیفه خودش بوده، به بیت‌المال تحمیل کرده است.

"خب، خوندید؟ اصلا مسئله ای نیست! یه موقع دلگیر نشیدها! اینا اگه پول ما رو می خورند تو مملکت اسلامی (!!!) مسئول (!!!) هستند و هر کس تو مملکت اسلامی (!!!) مسئولیتی داره حتما از طرف خدا برای ما گماشته شده! و هر قدر هم دلش میخواد می تونه هم پول ما رو بخوره! هم مثل حادثه بیست و دو خرداد نوامیس ما رو کتک بزنه! هم بصورت الهی حکم ورود به منزل برای جمع آوری دیش و رسیور داره! اگه یه وقتی بلاهای دیگه هم سرمون آوردند هییییییییییییچ اشکالی نداره آخه اینا از اون کارمند بانک که  به کارمون نمی رسه گرفته تا جناب آیت الله العظمی مقام معظم و رهبر کبیر انقلاب اسلامی (ع) سید(!!!) علی(!) خامنه ای همه از طرف خدا اومدند و بقول آیت الله (!) مشکینی (مد...) خداوند دستور انتخاب چنین مدیرانی را بطور غیبی به رهبر معظم (ع)! میرسونه."

**************************************************************************************

خداوند سایه رهبر معظم(ص،ع،ره و...) را از سر ما کوتاه نکند که اینچنین مدیرانی در جامعه ای که او  در آن بمعنای واقعی حکومت می کند روی کارند!

در ضمن این فقط نمونه ای از شیرین کاریهای فراوان مدیران و مسئولین با غیرت نظام مقدس خمینی جوووووووووووون است و اگر تمام شیرین کاریهای مخصوصا اقتصادیشون رو ببینید بر غیرت خوک صلوات میفرستید!!!

محمود(حاج محمود) کوچولوی عزیز خودم هم ببینه الهی قربونش برند متعهدین به نظام! ببینه چه گندایی داره بالا میاره خدا پدر کرباسچی رو بیامرزه که حداقل یه دو تایی میدون و تونل و بزرگراه ساخت و بعد حقش رو برداشت اما اینا ماشالله ...گشاد! و...

فکر کنم حاج محمود اصلا یادش رفت با مفسدین اقتصادی برخورد قاطع(!!!!!...) بکنه  یا شاید هم ترسید! آخه مگه میشه اینهمه آیت الله و حجت الاسلام  که دست کمی از مدیری که بالا بهش اشاره شد ندارند رو پای میز محاکمه کشوند یا اصلا شاید...

*****************************************************************************************

 


 
دوشنبه 6 شهریور ماه سال 1385
New Page 1

با سلام خدمت دوستان عزیز و هم میهنان مهربانم،متاسفانه بنا بر برخی مسائل نتوانستم مدت زمان کوتاهی مطلب بنویسم ولی امیدوارم از این پس بیشتر و بهتر بتوانم وبلاگم را پر بار تر نمایم.

(در پی حمله به کارگران سنندجی عزیز):

کدام دین؟ کدام انسان؟

نمی دانم قباحت و بی غیرتی مسئولین نظام از این هم بالاتر خواهد رفت؟ از اینکه پس از ضرب و شتم زنان بی دفاع، کارگران زحمتکش را که فقط و فقط در پی گرفتن حق خود بودند بشدت مورد ضرب و شتم و حمله قرار دادند و باز هم مثل همیشه دست کثیف نیروی پست انتظامی اینبار هم در این عمل ناجوانمردانه دخیل بود.آیا حق کارگری که کارد به استخوانش رسیده و بچه ای گرسنه در خانه دارد باطوم های سنگین نیروی انتظامی است؟ ظلم چیست؟ چه انتظاری از انسانیت داریم؟ کیست که این پست فطرتی دستگاه حکومتی را ظلم نداند؟ اگر در کشوری دیگر بیگانه ای بیگانه اش را مجروح می کند در کشور ایران، ایرانی، ایرانی را مجروح می کند!!! بخدا سوگند نمی دانم پس از واقعه حمله به اجتماع زنان و حالا حمله به اجتماع کارگران که در بین آنها زن و کودک هم بوده اند در این مملکت کثیف چگونه از این پس نماز(نمایش) جمعه برگزار خواهد شد؟؟؟ آن سخنران دست نشانده نماز جمعه که تمام جنایتهای کشورهای دیگر را حفظ است و هر هفته به مردم می گوید فلان کشور فلان جنایت را کرد چگونه در مقابل کتک خوردن نا جوانمردانه کارگران زحمتکش سکوت خواهد کرد؟!

کدام دین دستور چنین کاری را می دهد؟  پیامبر اکرم (ص) بر بازوان کارگر بوسه زد ولی علی(!) خامنه ای کارگران را مجروح کرد و بی شرمانه سالی را بنام سال پیامبر اعظم نامید!!!

کدام انسان واقعی بخود اجازه می دهد کارگر هم وطن ستم دیده را مضروب کند؟
 

تمام انسانهای آزاده و مسلمان بیاندیشند و ببینند بغیر از چهار رکعت نمازی که از خامنه ای در ساعات مختلف از تلویزیون پخش می گردد کدام عملش با اسلام واقعی میزان است؟

همه ما در برابر سکوتی که کردیم و سکوتهایی که خواهیم کرد مسئولیم، همه ما...


 
شنبه 24 تیر ماه سال 1385
سلام

سلام، اگه احمدی نژاد نیستید نخونید!

چاکر حاج محمود آقا خوبی برادر؟! با سفرها چیکار می کنی از تبریز چه خبر؟ می بینم که سوغاتی نیاوردی و رفتی اونجا بدون یاد رفقا! حاج محمود می دونم که این نامه من رو هم مثل بقیه  نمی خونی اما دیگه ما عادت کردیم به نامه نگاری البته از شما یاد گرفتیم شما که واسه جورج بوش نوشتی ما هم گفتیم واسه محمود جون بنویسیم این عقده های دلمون وا بشه، بله حاج محمود آقا! می بینم که باز غوغا کردی بابا دمت گرم ایول، اِندِ لشی آخر تگزاسی خداییش این حرفای آخریت تو *ون دشمنای امام و انقلاب (ع و ص و ره ...) گذاشت چون دیگه بی خیال اصلاح و یا مذاکره و بحث شدن چون دیدن شما و کابینه و کل دولتت اصلا تو باغ که نیستید هیچ تو باغچه هم تشریف ندارید البته حق هم دارید ما انتظار زیادی از شما و یاران جانباز و انقلابیتان بجز اینکه بیایید تلویزیون و برای ما *وس بگویید نداریم اما دیگه این آخرا داری کار خودتو می کنی و یه حال درست و حسابی و خورده شیشه ای و گوشکوبی به مخ های ما می دی! آخه محمود جون عزیز دل برادر، رزمنده انقلابی و فلسطینی و اسلامی و بسیجی و... این دیگه چه حرفایی بود در مورد گرونی زدی؟ کوچول موچولو خوشگل پسر(!) تا حالا بابا یا مامانت نفرستادنت بری ماست یا پنیر بخری؟ من که از برکات انقلاب وضع مالیم توپه توپه(!) اما امروز بخداوندی خدا رفتم مغازه یه نفر اومد پنیر بخره صاحاب مغازه گفت 1200 تومان یارو پاچید، رفت! آخه محمود جون اون رئیس سازمان برنامه ریزی رو باید می ذاشتنش رئیس سازمان یونجه و شبدر ریزی واسه گاو و گوسفندا تا خودش شخصا تو کشتارگاهها حضور داشته باشه تا ببینه قیمت گوشت چنده، حاج محمود تو یدونه دیگه از حرفات *یدی! آخه عزیز دل رهبر (ص،ع،ره،..!) بازم میخوایید بگید اعتراض به گرونی توطئه امریکا و اسرائیله، مردم تو کشور خودمون دارن جون میدن یه لقمه نون بخور و نمیر درارن تو میری واسه حزب الله لبنان و حماس و... تفنگ و تانک و اسباب بازی میخری؟ البته الان با این کارهات هیچ خدشه ای به معصومیتت وارد نشده ها یه موقع فکر بد نکنی معصومیت تو و آقا(رهبر کبیر و صغیر و فقیه و فقیر و ره و ع انقلاب) آکبنده آکبنده اصلا باز نمیشه به این زودی ها. حتی اگه تا آخر دولتت هم ایران و هم دنیا رو به گند کشیدی باز هم نگران نباش  جات وسط وسط بهشته و اونجا تو و کابینت بهمراه آقا (...) و علی جون (حداد فاعل) با هم گل می گید و گل می شنوید انگار نه انگار که باعث فقر غذایی تو جامعه شدین انگار نه انگار که باعث کشته شدن هزاران نفر تو کشورهای دیگه شدین انگار نه انگار که کار رو واسه دولتهای دیگه هم سخت کردید، حاج محمود  یه سفر از خونه محقر و کوچک و فقیرانت به کاخ گلستان ما بیا تا ببینی از برکات انقلاب و امام (ع و ص و ره و...) داریم صبح تا شب تو خوشی غلت می خوریم ، ماست و پنیر و گوشت و... که بطور طبیعی گرون شدن و اصلا مشکلی نیست اصلا ببخش محمود  جون که با این نامه ها که همش توطئه دشمنای امام (...) و انقلابه وقت پر ارزش تو و کابینت روکه توی اون می تونید  برای انجام کارهای بزرگی مثل شب نشینی و باقلا پلو خوری و نامه نگاری و تعریف خاطرات معجزات و... برنامه ریزی کنید گرفتم. آقا محمود مخلصیم! انرژی اتمی رو  هم بیخیال میشیم، حقوق بشر هم نمی خوایم، ما رو هم بندازید زندان شکنجه کنید و همه چیز رو گرون کنید اصلا ایرادی نداره و ما بقول شما نباید مسائل به این کوچیکی رو بزرگنمایی کنیم تا مبادا بشیم ضد انقلاب (ره) و آقا (سید بزرگوار و رهبر و ولی فقیه ع ره و...) هر بلایی هم خواستید سرمون بیارید ایراد نداره عوضش اون دنیا بعلت اینکه در سخت ترین شرایط از یاران انقلاب ( ره ) بودیم همراه با کابینت میریم بهشت! یا اصلا چرا راه دوررفتم حداقل تو همین دنیا مثل خودت رو کله ما هم هاله نورانی تشکیل میشه و باهاش کلی کلاس میذاریم و نور بالا میدیم، آقا محمود یه موقع خواستی رودربایستی نکن و حقوق ها رو هم کم کن تا بیشتر سختی بکشیم! آخه عمور پورنگ ( همون پورمحمدی کابینه) گفته:" مردم باید ریاضت بکشند" ، خلاصه دیگه سفارشی باقی نمی مونه ما دربست و کر و کور و گاو و الاغ و گوسفند مخلص انقلاب (ره) و آقا (ع و ص و ره و...) هستیم و همه با هم انگار که اصلا تو این بیست و خرده ای سال اتفاقی نیفتاده میایم پای صندوق های رای  انتخابات خبرگان و به منتخبینی که از قبل انتخاب شده اند دوباره رای می دهیم تا هم بقول مراجع عظام وظیفه شرعی خود را ادا کرده باشیم و هم آبروی اسلام و انقلاب (ره ) در خطر نیفتد،مش محمود اگه کار داشتی نظر بده تا با هم بصورت انقلابی در تماس باشیم.بای بای محمودی!!!


 
پنجشنبه 22 تیر ماه سال 1385
New Page 4

ای کاش این سولانا زبان فارسی بلد بود و سری به وبلاگم می زد تا  پستی را که گفته بودم جهان بدنبال نخود سیاه است بخواند و بیخودی وقت خود را با لاریجانی یا هر مقام ایرانی دیگری تلف نکند، خارجیها فکر کرده اند مقامات ایرانی اینطور هستند که سر میز مذاکره بنشینند و یکی آنها بگویند و یکی اینها و آخر به نتیجه ای برسند اما این دولت و رژیم محافظه کار مستقیم و مشخص حرف نمی زند گاهی می گوید غنی سازی اورانیوم هرگز متوقف نمی شود،فردایش می گوید غنی سازی در خاک روسیه بررسی می شود و بعد می گوید پیشنهاد اروپاییها امیدوار کننده است و بعد در نمایش(نماز) جمعه می گویند که انرژی اتمی چیزی نیست که اصلا بشود در موردش بحث کرد و...

رژیم ایران با مردم خودش روراست نیست وای بحال خارجیها که می گویند آنها کافر نیز هستند! مثلا اگر دولتی قرار است  روی کار بیاید و وعده بدهد که حقوق کارگران را اضافه می کند و تسهیلات به آنها می دهد اما در زمان همان دولت کارگری کلا از کار اخراج شود و دست به اعتراض بزند، کافر است و بد است و بر هم زننده امنیت داخلی است و همکار امریکا و اسرائیل و... است چون که با رژیم کاملا اسلامی و مقدس دشمنی و عناد ورزیده.اروپا مطئمن باشد که با مذاکره هیچ کاری را پیش نخواهد برد بغیر از اینکه خودش را خسته کند آخر تصورش را هم نمی توان کرد که با هزار تا مذاکره هم این رژیم بگوید: چشم آقایان اروپایی و امریکایی فردا بیایید و بمبهای اتمی ما را تحویل بگیرید و بروید!

هفته آینده هم که قرار است پرونده ایران بار دیگر به شورای امنیت برود اگر هر تصمیمی علیه ایران اتخاذ شود فقط و فقط بضرر مردم خواهد بود، فرض کنیم حمله نظامی به ایران شود، آقا (مقام معظم،رهبر،سید بزرگوار،امام چهاردهم و...) می نشینند توی بیت رهبری (ع، ص، مد ظله، ره، رض ، س،...) و فرمان جهاد صادر می فرمایند و مردم بدبخت و گرسنه باید بروند بجنگند و جان خود را از دست بدهند یا مثلا به احتمال زیاد تحریم هم بشویم بغیر از این نیست که بنزین و مواد اولیه دیگر به کشور وارد نشود و باز مردم هستند که آسیب می بینند؛ انرژی هسته ای برای این رژیم (نه برای مردم شریف ایران) مثل اسلحه ایست که دست بچه سه ساله ایست که تیر اندازی بلد است، در این مقطع زمانی ((آزادی بیان،عدالت  اجتماعی واقعی،مجازات قاتلان مردم)) حق مسلم ماست.

**************************************************************************************

تو که لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمیبره!؟

بار دیگر سلام و عرض ادب و احترام فراوان خدمت محمود عزیز و بسیجی و رزمنده و مقدس و پاک و شریف و رئیس جمهور و پاسدار انقلاب و پیرو ولی فقیه (ع،ص،...)

محمود جون بازم دارم واسه تو مینویسم واسه تویی که مطمئن هستم اصلا و ابدا حتی یه بار هم نامه هام رو نمی خونی اما من واسه دلخوشی خودم می نویسم تا حد اقل دلم سبک بشه؛ حاج محمود اون چه حرفایی بود که به وزرات چند روز پیش گفتی؟ میگی مدیریت باید اصلاح شود و مدیران باید کارآمد و متخصص شوند و...

اما  آقا محمود بهتر بود یه نیگایی به خودت هم می انداختی تا ببینی شما هم... بله...

البته شما هم تخصص داری البته تخصصهات بدرد این دوره و زمون نمی خوره مثلا تخصص داری به مردم وعده های قشنگ بدی و بعد اصلا انگار نه انگار که حرفی زدی میری پی کارهای دیگه، تخصص داری تو نگارش نامه های تاریخی و مقدس و معجزه مانند مثل همون نامه ای که واسه بوش (لعن الله) نوشتی و الان وزارت آموزش و پرورش تموم کشورها دارن یه صفحه تو کتابای تاریخشون  نگه می دارن تا نامه تو رو توش چاپ کنن، تخصص داری تو پیچوندن گوش مسئولها  البته فکر کنم تو نوازش کردن گوششون آخه تو که به مردم گفتی:" مسئولها اذیتتون می کنن؟ یک گوشی ازشون بپیچونم" پس چرا وقتی تو خیابون مسئولها و مامورها مادر و خواهر های ما رو اذیت کردن هیچ کاری نکردی؟، تخصص شما پنالتی زدن به دروازه بان فوق حرفه ایه ( استغفر الله) ایرانه  شما متخصص نابود کردن یک کشور با چند جمله هستید مثلا با چند جمله نا قابل می فرمایید اسرائیل باید نابود شود و مثلا با چند جمله خنده دار تو مجامع بین المللی باعث نابودی حیثیت ایران و ایرانی شدید آره آقا محمود شما متخصص هستید در زمینه داستان پردازی و تعریف قصه هایی از معجزه و کارهای خارق العاده ای که انجام دادی مثل قصه ای که واسه جوادی آملی تعریف کردی و اون هم هی شما رو تشویق کرد و گفت آفرین بارک الله ، شما و کابینت متخصص هستید در زمینه خیال پردازی مثلا هرندی جووون که گفت ایران بزودی صادر کننده مد می شود!!!(ما واسه صادر کردند یه نخود ده برابر خسارت می دیم وای بحال ...)

محمود آقا شما اگر خودتون تخصص داشتین  می تونستید بیایید و به مردم و به کابینتون که همه متخصص کارهای شگفت هستند بگید که مدیر باید متخصص باشد آخه کدوم مدیریت بالاتر از رئیس جمهوری؟ آقا (ع، سید بزرگوار -امام جدید-...) که ماشالله متخصص ولایت فقیهی هستند اون به هیچ اما شما چطور؟ بخدا بیشتر از این ما رو تو دنیا ضایع نکن الان یه ساله از ریاست جمهوریت گذشته ایران و جهان رو بهم ریختی وای بحال سالای دیگه ،تو رو خدا، مگه واسه توسعه بخشیدن به ایران نیومدی روی کار اما آخه کو؟ ما فقط تو زندانی کردن و حبس بریدن و کتک زدن توسعه پیدا کردیم، خدا پدر خاتمی رو بیامرزه بنده خدا اگه یه مدت رئیس جمهور نبود که الان به نون خالی هم محتاج  بودیم ، محمود جون اگه همین فردا یا امروز هم هم بری کنار و خودت هر فرد (متخصص) دیگه ای رو بذاری سرجات هم دعات می کنیم هم مثل آقا (ع) به تو هم می گیم ولی فقیه و امام و...تا حالشو ببری در ضمن خدا پدر تو بیامرزه جون مادرت بنزین رو دو نرخی و سه نرخی و کارتی و .. نکنید اگه میخواید گرونش کنید زود شاخو بکنید ببریدش بالا تا یه بحث بیخودی از محافل حذف بشه در ضمن بازم ازون سخنرانیای باحالت برامون یه تیکه بیا...بای بای

*************************************************************************************

وای وای وای

برید ببینید فرمانده نیروی انتظامی چی گفته؟ مثل اینکه گفته مواد مخدر تو ایران نا خالصی داره، دیگه بدبخت شدیم این یعنی فاجعه!!!

ای وایا از این به  بعد به سر جوونای دسته گلمون که از سر بیکاری و عدم امکانات میرن معتاد میشن چی میاد! مثلا فرض کنید تو هروئین آرد بریزن و افراد مصرف کنند دیگه بیچاره میشیم،آخه مزخرف از این حرف بیشتر یعنی ناخالصی مواد مخدر مشکل ماست یا مصرف روزافزون اون تو کشور؟ مردم نون ندارن بخورن آقا دارن توصیه می کنن تریاک مرغوب تهیه کنند بهتره تو تهران جای تابلوهای تبلیغاتی خصوصیات تریاک و هروئین مرغوب رو با معرفی برخی از مارکهاشون بنویسند تا مردم بیشتر راهنمایی بشن!

*************************************************************************************

یه ترکیب دارم واسه تیم ملی که اگه اجرا بشه تو هر مسابقه فوتبال و جام جهانی اول میشیم:

1- دروازه بان:علی خامنه ای!(بعلت نیاز نداشتن به دستکش و اسراف نکردن بیخود)

2-دفاع آخر: رفسنجانی (یار قدیمی آقا که میتونن تو زمین بعلت فاصله کم در اوقات بیکاری با هم گپ بزنن)

3-دفاع وسط:پور محمدی( متخصص نابود کردن هر حریفی)

4-دفاع چپ: محسنی اژه ای (...)

5-دفاع راست: مدافع سرسخت ارزشهای انقلاب (مصباح یزدی- راست راست راسته)

6-هافبک میانی: (محمد خاتمی میانه رو)

7-هافبک راست: علی حداد عادل (بعلت بیکار بودن ایران در این نقطه از زمین)

8-هافبک چپ: کروبی (بقول خودش جزو فعالترین آدمها بخصوص در پارلمانهای کل تاریخ و دنیا بوده)

سه نفر خط حمله که میتونن هر جایی دلشون خواست باشن:

- سردار طلایی ( بعلات داشتن سر زیادی که میتونه رو توپ هوایی خوب عمل کنه)

- علی فلاحیان ( میترسم بگم چرا بدرد حمله میخوره)!

- سعید مرتضوی (چه می کنه این مرتضوی!)

مربی بزرگ و حرفه ای تیم هم حاج محمود احمدی نژاد (بعلت تاثیر راهنمایی هایش به تیم ملی در جام جهانی)

 

 

 

 

 


 
چهارشنبه 21 تیر ماه سال 1385

خدا وکیلی این رژیم آخر طنزه خیلی جوکه خیلی باحاله توپه توپه!

ببینید صفار هرندی-وزیر فرهنگ(!) و ارشاد(!)- چی گفته:

"بزودی ایران صادر کننده مد می شود"!!!...

خب بیایید بررسی کنیم ببینیم مدهای مورد پسند اینها چیه که می خوان صادر هم بکنن:

1- تیریپ اسپرت(مخصوص بازیهای دسته جمعی برای حمایت از ولی فقیه)

2-تیریپ مثبت برای مبارزه با عوامل برهم زننده امنین ملی !:

3-تیریپ استشهادی برای دفاع از ارزشهای انقلاب:

4-...؟!

 

ای ول من اینقدر تو این وبلاگ *ون(!) دادم تا به اینا بفهمونم چه طوری میشه با حفظ فرهنگ خودمون از مدهای غربی هم استفاده کرد اما نگو اینا خودشون این کارن دمت گرم محمود جون این کابینت غوغا کرده میخواد دو روزه کارهای بزرگ و خارق العاده بکنه اون از خودت که به بوش نامه می نویسی و بهش میگی بیا پیامبر بشیم اون از وزیر صنایعت که خودش هم نفهمید باید تعرفه گوشی موبایل رو ببره بالا یا نه؟ اون از وزیر دادگستریت که وقتی زنها رو کله پا کردن بردن تو ماشین گفت فقط یه اصطکاک ساده بوده و حالا هم نوبت رسید به صفار جون که زده به هدف بخدا حرفایی که می زنید رو حتی پیامبرا هم ادعا نکردن بتونن انجام بدن و این یعنی عین معجزه!

پس از این به بعد وقتی رفتیم دیسکوهای دوبی باید اون تیریپ سومی رو ببینیم یا مثلا رفتیم سواحل آنتالیا باید تیریپ اولی که اسپرت هست رو ببینیم،پلیسهای گارد اف بی آی شبیه اون نفر دومی میشن و جورج بوش هم میشه عین نفر چهارم!

خدا بیامرزه دولتمردای قدیم اروپایی رو اول  به تولید داخلی کالاهای اساسی پرداختند وخودکفا شدن و بعد قسمتی از اضافه کالا ها رو صادر کردند و دولتشون رو ماشینی و الکترونیکی کردن و خودشون رو ج... دادن تا شدن توسعه یافته بعد که دیدن دیگه کاری نمونده رفتن سراغ فرهنگشون و اون رو ترویج دادن اما ما خیلی انقلابی (بقول حاج محمود) داریم عمل می کنیم و میخوایم اول همه رو مثل خودمون بکنیم و بعد هم راه توسعه در چشم انداز بیست یا سی یا چهل ساله یا.. رو بپیماییم!

معلومه که وزیر فرهنگ و ارشاد و کل کابینه احمدی نژاد خیلی روحیات لطیف و آرزوهای قشنگی دارن اما این ادعای آخری دیگه خیلی خطرناکه بخدا اصلا بچه هامون هم نمی تونن قبول کنن یه روز مدونا بیاد با چادر شو اجرا بکنه یا اینکه مایکل جکسون چفیه ببنده بیاد برقصه نمی دونم والله اما بعید هم نیست این دولت و ماموراش کارایی کردن که این یکی  در برابرش سهله مثلا خیلی جرات میخواد جلو چشم یه عده مرد( شاید هم نامرد) با باطوم بیفتی بجون زنها و اونها رو کتک بزنی یا اینکه با شات گان کارگرا رو تهدید به شلیک بکنی آره خیلی دل میخواد کسی مثل موسوی خوینی رو بندازی تو زندون و بعد بیای تو تلویزیون بگی با برهم زنندگان امنیت ملی مبارزه می کنیم خیلی کار بزرگیه که جرات بکنی سر مرزهای خطرناک سرباز صفر بذاری تا از ارزشهای انفلاب محافظت بکنن خیلی دل و جرات میخواد که کسی رو که سابقه طولانی در حفظ امنیت ملی داره(!!!) رو بکنی وزیر کشور... آره بعید نیست که اینا برن تو کشور های اروپایی یا امریکا پایگاه مقاومت بسیج بزنن و ضابطین بذارن و مردم اونا رو مجبور بکنن تیریپ های انقلابی بزنن!

ما که نفهمیدیم این دولت داره چی کار می کنه و چه سیاستی داره آخه ما که مثل اینها متخصص و کارآمد نیستیم وزرای اینها ماشالله از زیادی کارامدی دارن هذیون می گن! ببخشید زود اومدم پست نوشتم باید اول در مورد این حرف هرندی فکر می کردم شاید یک مصلحتی (!!!) در کار باشد انشاء الله

*************************************************************************************

مردم ایران یا شاید مردم کل جهان در طول تاریخ خیلی واکنش های جالبی نسبت به حکومتهایی که سر کار اومدن یا اشخاصی که بنحوی دارای قدرت هستن نشون دادن مثلا تو تاریخ می خونیم که مردم با دیدن مامورای حکومتی شیخ خیابانی رو از رو دستا میندازن پایین و پا به فرار میذارن یا اینکه همون مردمی که صف به صف وای میستادن تا رژه ماموری شاه و خود اون رو ببینن اومدن و از خمینی استقبال کردن و حالا هم مردم همون مردم هستن مردمی که تا یه اتفاقی میفته میرن تظاهرات میکنن و شعارای ضد دولت و نظام می دن بعد مثلا از رئیس جمهورشون اتقبال گرم(!) می کنن، خوبه برید از دوستاتون که تو آذربایجان شرقی زندگی می کنن بپرسید و ببینید همونایی که رفتن تو تظاهرات و شعارای ضد نظام دادن و شیشه بانکها رو شکستن همونا با دیدن  محمود آقا بدون اینکه هیچ مقصودی داشته باشن یا هیچی تو دلشون باشه گفتند: احمدی احمدی حمایتت می کنیم.

اشکال اساسی  برخی مردم بخصوص مردم ایران این است که وقتی ببینند در جایی جمعیتی بیشتر از چهل- پنجاه نفر وایسادن و شعاری مدن اونا هم می رن و اون شعار رو فریاد می زنن، اما ای کاش این مردم اون موقع که تو میدون هفت تیر ریختن و زنها رو تحقیر کردن هم می رفتن و با اونا هم صدا می شدن.

مطمئن باشید اگر همین فردا رژیم دیگری با مذهب دیگری روی کار بیاید و رهبر آن رژیم بیاید سخنرانی بکند همان مردمی که رفتند و واسه حمایت از محمود آقا شعار سردادن میرن  و مثلا می گن:(( تا خون در رگ ماست رهبر ماست)) یا ((x حمایتت می کنیم)) و...

**************************************************************************************

برای کرکری با جناب آقای هرندی (مد ظله!) و وزیر محترم(!) ارتباطات بنده چند فیلتر شکن در این وبلاگ قرار میدهم اما از دوستانم میخواهم که از آنها برای دیدن سایتهای واقعا غیر اخلاقی استفاده نفرمایید:

 

 

 

 

 

 


 
سه شنبه 20 تیر ماه سال 1385
New Page 3

بهترین راه مبارزه با ظلم و بی عدالتی آگاه کردن همه مردم است، با کلیک برروی لینکهای زیر نوشته هایی را دانلود کنید که شاید تا کنون هرگز اجازه و امکان نشر آنها  فراهم نیامده است:

1-مقاله در مورد واقعیت قتل عام تابستان 67

2-ولایت فقیه: محسن کدیور

3-حکومت انتصابی،خبرگان منصوب:محسن کدیور


 
سه شنبه 20 تیر ماه سال 1385

عمل!

بارها گفته ایم و می گوییم که حکومت امریکا باطل است  خونخوار است و جنایتکار است و... ولی هرگز با خود نیاندیشیده ایم که امریکا در باطل خود عمل می کند و ما در حق خود فقط حرف می زنیم آری امریکا کشوری است که به وعده های خارق العاده خود جامه عمل پوشانده است از سرزمینی که بسیار با عراق و افغانستان فاصله دارد به آنها حمله کرده و نیروی نظامی پیاده کرده و پایگاههای نظامی اش سرتا سر خاور میانه وجود دارند جالب اینجاست که امریکا به وعده های خود ظرف مدت زمان بسیار کوتاهی عمل می کند مثلا پس از یک سال یا حداکثر دوسال که اعلام می کند به کشوری حمله خواهد کرد و یا کشوری را از کاری  باز خواهد داشت وارد عمل می شود و  بسرعت کار را تمام می کند اما...

اما حکومت ایران! حکومت ایران دولت و مجلسش برای انجام یک کار بسیار ساده داخلی که ابعاد کوچکی نیز دارد بقدری کند عمل می کند و یا اصلا عمل نمی کند که متحیر کننده است کسی هم نیست به آقای احمدی نژاد  که دیروز با هیئت وزیران جلسه داشت بگوید که عزیز من! اولا اینکه مسئله پیش و پا افتاده ای مثل تخصص مدیریت در ایران باید سالها پیش در ایران در اولویت قرار می گرفت یعنی آن زمانی که افراد بر حسب اندازه ریششان مدیر و مسئول و وزیر و... می شدند ثانیا خوب بود محمود آقا یک نگاهی به دولتهای گذشته اش می انداخت تا ببیند قضیه وعده های سر خرمن پایانی ندارد در دولت خاتمی که بنده خدا در هر سخنرانی اش نیم ساعت فقط در مورد حقوق بشر صحبت می کرد دمار از روزگار روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر در آوردند وای بحال دولت احمدی نژاد، محمود آقا باید دانه به دانه به وعده هایش عمل کند و سپس وعده های جدید بدهد مثلا آنوقت که قرار بود اسامی دانه درشت های مفسد اقتصادی را اعلام کنند رفتند و به مانتو و روسری زنان گیر دادند یا مثلا آنوقت که گفتند از حقوق مظلومین دفاع خواهیم کرد کارگران را با باطوم حسابی کتک زدند، زنان جامعه را در مقابل دیدگان مردم تحقیر کردند امنیت جامعه را با وقوع حادثه بم-کرمان ثابت کردند ارزش و جایگاه یک مسلمان و ایرانی را با نامه ای رمانتیک و عاشقانه به بوش(مرد عمل) نشان دادند در دیدار رئیسان سه قوه یک حال درست و حسابی به معده های مقدسشان دادند، با تورم یک کشتی درست و حسابی گرفتند و.... بازهم بنویسم؟

این یعنی عمل در ایران!!!

خب  الان هم که قرار است کیفیت بخشیدن به بخش مدیریت در اولویت قرار بگیرد لابد به رنگ خودروها، مدل موی سگها و ... گیر خواهند داد تا انقلابی عمل کرده باشند(بقول خود حاج محمود!)

اگه احمدی نژاد نیستید از اینجا به بعد رو نخونید

محمود جون سلام ببخشید در نوشته بالا غیبتت رو کردم اما می دونم که شما ماشالله آنقدر گذشت دارید که براحتی کتک خوردن و تحقیر زنان را تحمل می کنید چه برسد به چند جمله اراجیف بالا!

محمود جون می خواستم با تمام عدم تخصص و سوادم که بعلت آن هرگز نتوانستم و نمی توانم مسئولیتی در نظام مقدس شما برعهده بگیرم یک توصیه دوستانه به جنابعالی بکنم و آن این است که درختی که از ریشه خراب است هر قدر هم شاخه و برگش را بطور ظاهری تزئین بکنی بازم میوه هایش گندیده و ناقص خواهند بود، محمود عزیز منظورم از درخت همین نظام مقدس شماست که پاکی و مقدس بودنش با هیچ توطئه دشمن فرضی(!) لکه دار نخواهد شد و ریشه این درخت همان پیر خرابات و مرشد کشوری هفتاد میلیون نفری و نائب(استغفر الله) امام عصر (عج) و آیت الله و امام چهاردهم و سید بزرگوار و مقام معظم و رهبر و کبیر و... است که یه موقع بهت برنخوره اما متاسفانه اصلا و ابدا بدرد رهبری چنین جامعه ای نمی خوره و تو داری خودت رو با وعده هایی که دولتهای آینده هم خواهند داد سرگرم می کنی، محمود جون گاهی نامه مینوسی گاهی میگی گوش فلان مسئول رو میپیچونی اما یه بار نشد بیای با من یا رفیقای من مشورت بکنی و هم در مورد نگارش نامه و هم در موارد دیگر بهت کمک بکنیم در عوض رفتی با رفقا(دشمنا)ی قدیمی ریختید رو هم و حال می کردید با محسن آقا در مورد امنیت نظام تصمیم گیری می کنید و خیلی قشنگ افراد رو به جرم اختشاش اذهان و... دستگیر می کنید و یه حالی بهشون می دید یا مثلا با پورمحمدی که دل دشمنان اسلام(!) از شنیدن نام ایشان به لرزه می افتد تصمیم می گیرید که تو جاده ها سرباز صفر بذارید تا با  دشمنان امام و انقلاب و رهبر و.... مبارزه و جهاد کنند محمود جون خیلی متخصصی بابا ایول حال کردم از تخصصت تخصصی که در امور اقتصادی نشون دادی عالی بود مثلا باعث پولدار شدن کشورهای خارجی مواد اولیه به ایران شدی و بعد برای جبران اشتباهت به کارخانه دارهای بدبخت (!) گیر دادی که حق ندارند هیچی رو گرون کنند یا مثلا با انتقال امکانات بطور مساوی به تمام شهر های ایران همه رو متحیر کردی! بطوری که در تهران صدها زمین فوتبال واسه هر محله ساختند و اما تو زابل یه سینما با تلویزیون چهارده اینچ(!) راه ننداختند آفرین محمود جون زدی به هدف اون موقعی که گفتی دولت اونقدر کارهای بزرگ داره که وقت نمی کنه به لباس و سر و وضع جونا گیر بده اما مامورهای حکومتت و بسیجیای مخلص تو خیابونا چنان با اونایی که ارزش های امام و انقلاب و اسلام و ... رو زیر پا میذارن برخورد کردند که هیچ کس دیگه جرات نکنه قسمتی از باسنش از زیر مانتو بطور شهوت آوری بیرون باشه تا مبادا ارزشهای انفلاب دچار خدشه بشن، محمود اما  اون نامت دیگه شاهکار ادبی بود نامه ای که توش نوشته بودی بیا و مثل پیامبرا مهربون بشو  نامه ای که یه سری که اصلا به ارزشها ی امام و انقلاب و اسلام و ... اعتقاد ندارند اون رونقد کردند همونو می گم اما محمود جون آخه تو که یه سال هم نشده بود که اومده بودی روی کار اما نمی دونم چطوری یه هویی اونقدر مقدس شدی که هم هاله های نورانی در سازمان ملل اطرافت را گرفتند و هم علم غیب گفتی و گفتی توی دنیا جنگه! بیایید مهربون بشیم، داش محمود اگه کاسه ای زیر نیم کاسست و قراره پیامبر بشی و می خوای سورپرایز کنی به ما بگو ما که خودمونی هستیم، بازم به ما سر بزن پیش ما بیا منم باز حرفای دلم رو و حرفهای میلیونها(!!!) بازدید کننده از این وبلاگ رو بهت می رسونم، بای بای (در ضمن انرژی هسته ای حق  مسلم ماست!)


 
دوشنبه 19 تیر ماه سال 1385

ادامه...

وقتی خودمان برای ارزش ها ی ملی و میهنی و تاریخ و فرهنگ و تمدن خود ارزش قائل نیستیم چطور انتظار داریم امریکایی که با ما بیگانه است ارزش فرهنگ و تمدن و آثار تاریخی ما را بداند، اسلام دارای قوانینی بود که خیلی از آنها اجرا نشد در عوض انگار که رعایت فرهنگ و آداب عرب واجب باشد دقیقا مثل عربها  شدیم در مورد ورود اسلام به ایران بهتر است بگوییم که عرب وارد ایران شد و نه اسلام!
جالب اینجا که ما و اعراب تمام خصوصیاتمان را بایک دیگر عوض کردیم سستی و تن پروری دستگاه حکومتی عرب قبل از اسلام و عیش و نوش آنها جای تدبیر و آگاهی وزرای دستگاه مدیریت قوی ایران باستان را گرفت،سبک معماری ها تغییر کرد و اصطلاح معماری اسلامی رایج گشت آخر کجای اسلام و قوانین و کتاب آن حتی یکبار اصطلاح معماری اسلامی آمده؟ بهتر بود می گفتیم معماری عرب بعنوان مثال تمام عربستان گرم و خشک است و سقف برخی مکانها و خانه ها را گنبدی می ساختند تا به یک طرف گنبد در طول روز آفتاب بتابد و در شب از گرمای آن استفاده کنند همچنین ساختمان بنای گنبدی شکل تاثیر زیادی در تعادل هوای گرم داشت اما در ایران تعجب اینجاست که مساجد و برخی مکانهای باصطلاح اسلامی و ادارات حکومتی و... حتی در قسمتهای شمالی ایران نیز بشکل گنبدی شکل ساخته شد، لباس زنان عرب که بسته به موقعیت جغرافیایی عربستان شکل خاصی داشت لباس زنان ایران حتی در نواحی شمالی ایران شد خط و زبانمان پر از کلمات عربی شد و در تمام موارد بالا نام عرب به چشم می خورد و نه نام اسلام پذیرش یک دین از ناحیه ای به معنای پذیرش تمامی ابعاد فرهنگی آن ناحیه نیست،در ضمن با توجه بر اصل آزادی بیان عقیده بنده بعنوان یک شیعه عقیده دارم که اسلامی که عمر وارد ایران کرد فرسنگها با اسلام واقعی فاصله داشت چرا که اگر پیامبر(ص) لزوم  می دید صرفا برای تبلیغ دین دست به شمشیر می زد و ناحیه ای را فتح می کرد اما هرگز اینچنین نشد و پیامبر(ص) زمانی دست به شمشیرمی برد که از ناحیه ای ضربه می خورد و آسیب می دید و مردم آن ناحیه برای مسلمانان  ایجاد مزاحمت می کردند،زیرا در اسلام هرگز دستور آتش زدن کتابخانه ها که به دست سربازان عمر در ایران اتفاق افتاد وجود ندارد و بدی هایی که از عرب دیدیم را نباید از چشم  اسلام ببینیم زیرا اسلام دینی است که اگر از ابتدا طبق اصل آن رفتار می شد هرگز قومی بیابانگرد به نام مغول جرات حمله به ایران را بدست نمی آورد، از موضوع اصلی که دور نشویم باید به این نکته مجددا اشاره کنم که چیزی که وارد ایران شد بدنامی برای اسلام بود و فرهنگ نسبتا ضعیف عرب در مقابل فرهنگ ایران بود، حالا هم اینچنین است  استفاده از چادر را که اصلا عین فرهنگ عرب است  ترویج می کنیم و لی نمی دانیم که اسلام از زنان حجاب خواسته و نه چادر چه بسا زنان ایران باستان با حجاب تر از زن و دختر ایرانی بیزار از چادر است بنده استفاده از چادر را محکوم نمی کنم بنده ترویج نکردن و حفظ نکردن فرهنگ استفاده از لباس  پوشاننده ایرانی را  محکوم می کنم، اصلا موضوع دیگری که هست این است که  هیچ عقل سلیمی نپرسید که چرا هیچ رسانه  یا شخصی تا به امروز نگران آثار تاریخی ایران در امریکا نبود حتما  باید اقدامی از سوی آنها بر علیه تمدنمان ببینیم سپس دست به کار شویم؟

در ضمن زمانی که حاضریم برای بنای یک سد یک اثر بزرگ تاریخی  را زیر آب ببریم و با دست خود از کتابهایمان نامهای فارسی را یا پاک می کنیم و یا بدنام می کنیم هیچ انتظاری از کشورهای خارجی برای  امانتداری آثار ملی و تمدنیمان نمی توانیم داشته باشیم کشورهای مسلمان در اروپا هم وجود دارند اما اگر به آنجا سفر کرده باشید دیده اید که اگر ندانید آنها مسلمانند هرگز تصور مسمان بودنشان را هم نخواهید کرد چون کاملا فرهنگ خود را حفظ کرده اند یا مثلا کشور ژاپن با اینکه بسرعت مسیحیت در آنجا رواج پیدا کرد چون مسیحیت عمدتا از اروپا وارد آنجا شده بود دلیلی بر این نشد که آنها همچون اروپاییان بشوند بلکه حتی در قرن حاضر نیز زنان بسیاری در ژاپن کیمینو می پوشند،اساس ساختمانهایشان دقیقا همان اساس قدیمی را دارد غذاهایشان نیز برای خودشان است.

آری اگر خودمان بدست خود خاری به پایمان وارد کنیم باید انتظار ضربه شمشیر دشمن را داشته باشیم

*******************************************************************************************

عدالت یعنی این!؟

فرض بفرمایید خامنه ای یا رفسنجانی دارند در جایی سخنرانی می کنند و شما هم در آن جا حضور دارید و شما به هر دلیلی در حین سخنرانی آنها از جایتان برخاسته و حرف آنها را قطع نموده و داد و فریاد بزنید،به نظر شما این رژیم چه مجازاتی را برایتان تعیین خواهد کرد؟

حال مسئله اینجاست که در پی اتفاقی که در 15 خرداد افتاد و سخنرانی رفسنجانی را عده ای طلبه(به هر دلیلی) قطع کردند دادگاه ویژه ای که مخصوص روحانیون( شیطانیون) است تشکیل شد و هر کدام به زندان و شلاق و... متهم شدند.اولا اینکه همه متوجه  شدند که آنها چه کسانی بودند و با چه کسی در ارتباط بودند و انصافا مجازات خیلی سبکی (نسبت به یک شهروند عادی) برایشان در نظر گرفته شد ثانیا علی ابن ابی طالب (ع) با یک یهودی هر دو در یک دادگاه معمولی و در شرایطی مساوی حاضر شدند ولی اینها  بعلت یک متر پارچه ای که روی سرشان است مقامشان را از علی (ع) بالاتر می دانند و دادگاه ویژه ای برایشان تشکیل می شود و امکانات خاصی در طول زندگی برایشان فراهم است ثالثا بخاطر اینکه آنها به یک مقام اینچنین بزرگی ( رفسنجانی !!!!!!!!!!!...)  باصطلاح توهین کردند باید محاکمه شوند چون روحیات لطیف (!) یک روحانی(!) را خدشه دار کردند و آبروی نظام در خطر افتاد اما اگر با دستور یک آخوند عده زیادی از انسانها در جریان قتلهای زنجیره ای در خون خود بغلتند اصلا مسئله ای نیست چون بقول خودشان این خونهاست که لازم است که نظام  اسلامی (!) را برقرار و پایدار سازد، یادتان باشد به هر که خواست عدالت را بصورت عینی و کاملا اسلامی (!) ببیند بگویید سری به ایران بزند و از عدالتی که مصداقش در کوچه و خیابانها هم هست لذت ببرد .عدالت یعنی این!


 
پنجشنبه 15 تیر ماه سال 1385
New Page 1

چه چیزی را از اسلام واقعی فرا گرفته و اجرا نموده ایم؟

بحثی هست  در جامعه مبنی بر اینکه جوانان ما دارند منحرف می شوند یا اینکه زنان یا مردان با بد پوششی بیرون می روند بعد با این مواجه می شویم که مثلا بسیج یا نیروی انتظامی با افرادی که مثلا ناهنجار و غیر اسلامی بیرون آمده اند برخورد می کند یعنی مثل انسانهای باستان ،و بسیار غیر علمی عمل می کنیم یعنی به بررسی معلولها می پردازیم و در واقع  با پی آمد ها مقابله می کنیم و علت ها را بررسی نمی کنیم،بنده با جرات می توانم بگویم علت اصلی اغلب فساد ها اعم از پوشش واقعا نا مناسب  یا اعتیاد یا ارتباطات نا مشروع تماما فقر اقتصادی است که علت فقر اقتصادی نیز بی عدالتی می باشد همان اسلامی که می گوید زن باید پوشیده باشد همان اسلام موکدا توصیه به برپایی عدالت در جامعه می کند  همان اسلام پیشاپیش پایه های فقر را از جامعه ریشه کن می کند حال ببینیم چه ارتباطی بین مسئله پوشش(واقعا) نامناسب در جامعه ایران و فقر و بی عدالتی وجود دارد،این چیزی که بسیار روشن است و همه می دانیم و می بینیم این است که آمار ازدواج در کشورمان بسیار پایین آمده و علت عمده آن فقر مالی و عدم توانایی افراد برای تشکیل زندگی است حال به جرات می توان گفت نود درصد جوانانی که واقعا پو شش نامناسب با شخصیت انسانی دارند مجرد هستند و دلیل اصلی آنها جلب توجه برای ازدواج است در دختر ها جلب توجه پسران برای ازدواج و در پسر ها بیشتر جلب توجه دختران برای  ایجاد رابطه ای غیر از ازدواج و بهره بری جنسی می باشد بسیار کم هستند تعدادی از افرادی که با داشتن همسر و زندگی مناسب  سعی در جلب توجه کاذب می نمایند،عدالتی که اسلام می گوید باید وجود داشته باشد یعنی اینکه  ثروت و منابع جامعه در دست همه افراد باشد یعنی همه در رفاه و آرامش زندگی کنند عدالت یعنی این! چه انتظاری می توان داشت از جوانانی که هیچ راهی برای تامین نیازهایشان بغیر از خودنمایی کاذب ندارند؟ مسئولین بی وجدان ما بغیر از ادعای اسلام هیچ درس دیگری از آن فرا نگرفته اند تمام قوانین دین الهی و مبین اسلام مثل دانه های زنجیر با هم در ارتباط اند بطوری که اگر یکی از دانه ها پاره شود اصلا زنجیری باقی نمی ماند بعد که دستگاههای کثیف حکومتی وارد عمل می شوند و جوانان را سرکوب می نمایند و ادعای اجرای حکم اسلام را دارند فقط و فقط اسلام را بدنام کرده اند هر چه که به نفعشان از اسلام است را اجرا می کنند و بقیه را رها می نمایند آری بنده هم با اسلام اینها مخالفم با خدای اینها دشمنم خدایی که اینها می پندارند که از ایشان راضی است خدا نیست اشتباه نکنید به انسانیت سوگند  که خدا و اسلام این نیست سپاه پاسداران و بسیج کنونی و رهبری ضد اسلام است، اسلام می خواهد که رهبری برای خدمت به مردم، رهبر باشد برای این برای رهبر احترام قائل است که وسیله ی باشد برای اجرای عدالت و احقاق حقوق مردم و نه برای خود رهبر، رهبر هر که می خواهد باشد شیعه، سنی، مسیحی، فارس، ترک یا ... اما عادل باشد هر گاه اصول اولیه اسلام اجرا شد آنوقت می توان انتظار داشت تا مجازاتها هم اجرا شود یعنی اینکه پیشگیری بهتر از درمان است هر ضربه ای که ایران ببیند از عدم پیشگیری که ناشی از عدم تخصص می باشد است،بدنی را در نظر بگیرید که راه نفوذ هزاران نوع میکروب به آن باز باشد ببینید چقدر سخت است درمان آن بدن و چه زجری خواهد کشید چنین بدنی! در جامعه هم همینگونه است زمانی که پیشگیری انجام نشود درمان سخت و یا حتی غیر ممکن است،بی عدالتی  از این بیشتر که ایران را بخواهیم تماما جامعه ای برای مسلمانان و آنهم برای شیعیان بدانیم؟

عدالت یعنی اینکه تمام امکانات کشور را در اختیار قشر خاصی قرار ندهیم اسلام این را از ما طلب می کند ای آقایان و خانم هایی که اسلام و خدا را زیر سوال می برید بخدا حق دارید زیر معلول ها را می بینید و نه علت ها را،زنان در روز بیست و دو خرداد چرا اعتراض کردند چه چیزی باعث اعتراضشان شد آیا تا حالا ریشه ای فکر کرده ایم؟ عده ای بد بخت و بیسواد که می گویند آنها خواهان قوانین غیر اسلامی بودند پس باید مجازات شوند بگویند چرا چنین تصوی از اسلام در ذهن آنها بوجود آمد دلیل اصلی آن اینست که بسیاری از قوانین و عدالت  اجرا نمی شود.اگر واقعا عدالت وجود داشته باشد شاید آنها اصلا مسلمان نباشند پس چه لزومی دارد از قوانین اسلام تبعیت کنند و احکام اسلام برایشان جاری شود در ضمن اگر اسلام واقعی اجرا می شد مسلما آنها هم جذب قوانین  اسلام می شدند.

بی عدالتی این است که ثروت و سرمایه بسیاری را  فقط صرف اردو رفتن و تفریح جوانان بسیجی بکنیم و فقط امکانات را برای آن عده ای که عقیده ای خاص دارند فراهم کنیم و به فکر سایر جوانان نباشیم خب عده دیگری که امکان سفر و تفریحات برایشان فراهم نیست چه تکلیفی دارند؟ تکلیفشان این است که صبح تا شب را توی کوچه و خیابان به بطالت بگذرانند معتاد شوند و آسیب ببیننند؟ بخدا این اسلام نیست!

بعد هم با تجمع جوانان برخورد می کنند با معتادان  برخورد می کنند با بدحجابان برخورد می کنند و در واقع با معلولها برخورد می کنند و علت ها را بررسی نمی کنند، مطمئن باشید تا شرایط فراهم نباشد اجرای احکام باعث بدنامی دین می شود مثلا در جا معه ای که در آن ثروت ها در جیب عده خاصی است نبا ید انتظار داشت که دست دزد قطع شود. این باعث بدنامی اسلام می شود...

ادامه دارد (انشاء الله)


 
پنجشنبه 15 تیر ماه سال 1385

 جهان به دنبال نخود سیاه

خداوندا تو که به این خارجیها همه چی دادی عقل بیشتر هم بده تا اصلا به ایران فکر هم نکنند،آخر من نمی دانم بانک جهانی از جمهوری اسلامی چه دیده که به بررسی مدیریت در آن نیز می پردازد و در آخر به نتیجه ای می رسد که آبروی ایران را در جهان می برد و همه را هم شگفت زده می کند و هم می خنداند،آخر چه لزومی داشت بانک جهانی کیفیت مدیریت را در ایران بررسی کند و  به این نتیجه برسد که ایران درکیفیت مدیریت  در منطقه خاور میانه و شمال افریقا دارای رتبه سیزدهم است،جمهوری اسلامی بغیر از عده ای آخوند(حکومتی) و غیر متخصص چه دارد که مدیریت داشته باشد ای کاش بانک جهانی اولین پست  من را در این وبلاگ می خواند تا خود را خسته نکند،علاوه بر این بنظر می رسد که بانک جهانی در این بررسی اشتباهات زیادی نیز کرده است چون بعید می رسد ایران حتی در میان چنین کشورهای جهان سومی نیز چنین رتبه ای بدست بیاورد جالب اینجاست که  چنین اخباری هرگز از رادیو و تلویزیون ایران پخش نمی شود اما اگر یک دیوانه ای برای خنده بگوید که هوش ایرانیها از استاندارد جهانی بالاتر است سریعا این خبر را در همه جا می بینیم و می شنویم، یا مثلا در مورد مسئله هسته ای ایران جهان خیلی دارد احمقانه عمل  می کند زیرا رژیم جمهوری اسلامی آن رژیمی نیست که تصور شود با مذاکره و ضیافت شام چیزی را مورد بررسی قرار دهد زیرا رژیمی است که منطق در آن فقط در حوزه های علمیه تدریس می شود و بغیر از آن از منطق در هیچ جایی خبری نیست،رژیمی که با مردم خودش حاضر نیست مذاکره کند و اگر حرف مخالفی از مردم بشنود حاضر  است همه را زندانی کند چطور ممکن است سر یک میز با امریکایی بنشیند که او را شیطان بزرگ می داند؟ همانطور که در طول تاریخ ایران می خوانیم که پایان هر گونه معاهده ای که ایران با تمام کشورها انجام داد جنگ و خونریزی بود اینبار نیز باید مطمئن باشیم که مذاکره و گفتگو هیچ نفعی نه برای خارج دارد و نه برای مردم ایران؛ جهان بدنبال نخود سیاه است زیرا سالی یکبار وضعیت حقوق بشر رادر ایران مورد بررسی قرار می دهد این یعنی آخر دیوانگی زیرا بررسی حقوق بشر توسط امریکا در ایران مثل بررسی تعداد طلبه های تکزاس توسط ایران در امریکاست! وقتی عده ای را جزو بشر یعنی انسان بحساب نمی آورند چگونه ممکن است حقوقی برایش قائل شوند،یک مسئله عجیب دیگر برنامه های کانالهای غربی در مورد برخی اعتراضات مردمی در ایران است مثل اعتراضات و تظاهرات بمناسبت هجدهم تیر که حرفهایی در آن کانالها گفته می شود که چیزی جز طنز نیست مثلا اینکه می گویند مردم ا خود را برای برگزاری مراسمی با شکوه در هجده تیر آماده می کنند عین مزخرف است اگر مجموع معترضین بعلاوه بنده حقیر در تهران پانصد(!!!) نفر هم باشیم یا اصلا پانصد هزار نفر باز هم این رژیم آنقدر مامور و اطلاعاتی و لباس شخصی و بسیجی و... می فرستد تا همه را خفه کند(البته باید چنین روز های باشکوهی توسط مردم بزرگداشت شود)،جالب اینجاست که وقتی پس از اینگونه مراسم هایی از مسئولین پرسیده می شود چرا با مردم بی دفاع اینچنین برخورد کردید آنچنان خود را به خریت و نفهمی می زنند که انسان متحیر می شود؛ مثلا وقتی از کریمی راد در مورد حادثه بیست و دو خرداد  سوال شد گفت: فقط یک اصطکاکی ایجاد شد که ضرب و شتم بنظر رسید(قابل توجه علاقمندان به رشته فیزیک که پس از این بدانید اصکاک یعنی این!:

 یا مثلا  وقتی از طلایی سوال شد گفت:نیروی انتظامی حاضر است تا همیشه با بر هم زنندگان آسایش مردم برخورد کند!!! انگار اینکه آن زنان دور هم جمع شده بودند تا ترقه بازی کنند تا آسایش مردم بهم بخورد!

در اخبار ساعت و بیست و سی هم هیچ اشاره ای به این موضوع نشد تا نشان بدهد همه در چنین مواقعی  کر و کور و نفهم هستند.

آری این رژیم با تمام نفهمی ها و ندانم کاریهایش بعضی کارها را خوب بلد است:

-         کوچک شمردن آنچه برایش ضرر دارد.

-         بزرگ شمردن آنچه برایش منفعت دارد.

-         دروغ:

-         رسیدن به نتایجی که تا بحال هیچ تحقیق علمی آنها را ثابت نکرده است

-         دادن امید واهی به مردم

-         اختراع احکام دینی جدید

-         اختراع امام جدید

-         و یا شاید هم روزی اختراع پیامبر و یا خدای جدید...!!!

 

(خیلی برای من زور دارد این مسئله که اگر روزی هزار بار خدا را که در همه جا حضور دارد و قادر مطلق است زیر سوال ببرم و نقد کنم با آنکه قدرت این را دارد که هرکاری را بر سرم انجام دهد چنین کاری نمی کند اما اگر شخصی را که  در انسانیتش شک می کنم و ادعای ولایت فقیه و نمایندگی امام زمان دارد را زیر سوال ببرم آنوقت...)


   1      2      3    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 16393


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها